وقتی می میریم برایمان نماز می خوانند
زندگی چه کوتاه است
فاصله یک اذان تا یک نماز

پرستوها همه رفتند ورفتند چنین کولی شدن در باورم نیست
به کس دیگر نبندم این دل خود هوایی جز انزوا در این سرم نیست
شدم بازیچه ی اقوام واغیار توانی جز این نفس در پیکرم نیست
به حال این دل افسرده خویش گناهی جز پریدن در پرم نیست
به دریای دلت حسرت ندارم که از مرداب دلم هیچ برترم نیست
به جای دسته گلی که فردا بر سر مزارم می آوری امروز با شاخه گلی
شادم کن.
به جای سیل اشکی که فردا برایم خواهی ریخت امروز با تبسمی کوچک
به من شادی ببخش.
به جای آن متن های تسلیتی که برایم می نویسی همین الان با پیامی
مهرامیز وکوچک مرا خوشحال کن.
گل من:امروزبه تو نیاز دارم نه فردا...


حیف نمیشه بمونی کنارم
من که جز تو کسی رو ندارم
کاش که پیشم بمونی یه لحظه
این یه لحظه به یک عمر می ارزه
توی چشمام نگاه کن یه رود
این چشا بی تو عاشق نبوده
من نمیخوام که با غم بسازم
من نمیخوام به اشکام بنازم
آی تو که از نگاه من بریدی
با چنگ و دندون به هوا پریدی
خواستم با اشکام راهتو ببندم
حیف که چشاتو بستی و ندیدی
تو میری و رفتنتو میبینم
باز به تماشای افق می شینم
میری و آتیش میکشی به جونم
ترانه هامو واسه کی بخونم ...
ودرانتهای خیال دلم بارید به بخت کدام فال دلم بارید
خدابودوصدا بودونفس بودولی به تقدیر این حال دلم بارید
به حال این آیینه های ریایی به بدعهدی این فال دلم بارید
به گاه بارش باران مکرر به تکرار هر سال دلم بارید
به کدامین گناه محکومم خدا که در لحظه ی وصال دلم بارید
به حال من امشب غزل هم می گرید به بد عهدی این حال دلم بارید

چون دیگر رهگذری از کوچه پس کو چه های شهرم نمی گذرد تا سر گردانی مرا ببیند .
چون انتها را نمی بینم .تا برای رسیدن به آن اشتیاقی نداشته باشم
شب را دوست دارم
چون دیگر هیچ عابری از دور اشک های یخ زده ام را در گوشه ی چشمان بی فروغم نمی بیند
شب را دوست دارم : چرا که اولین بار تو را در شب یافتم
از شب می ترسم : تو را در شب از دست دادم.
از شب متنفرم ، به اندازه ی تمام عشق های دروغین
با آفتاب قهرم ، چرا شبها به دیدارم نمی آید؟
نمی آید تا با دست هنر مندش سا یه ی تو را بر دیوار خیالم نقش زند و
مرا به بودنت دلخوش سازدشاید آفتاب با من قهر است؟؟
آن روز که تو در کنارم بودی ، هرگز به آ فتاب سلام نکردم ،
هرگز به روی شب لبخند نزدم. و برایش دستی تکان ندادم.
این مجازات تمام لحظه هاییست که همه ی دنیا را در تو میدیدم
و تو را در تمام دنیا






